|
باغ همواره | ||
|
[ پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ] [ 22:27 ] [ فائزه ]
Curse Of The Golden Flower 2006
Unspeakable secrets are hidden within the Forbidden City.During China’s Tang dynasty the emperor has taken the princess of a neighboring province as wife. She has borne him two sons and raised his eldest. Now his control over his dominion is complete, including the royal family itself
http://www.megaupload.com/?d=QQJP8HHY http://www.megaupload.com/?d=XAC527PH http://www.megaupload.com/?d=IFXZA3LW http://www.megaupload.com/?d=8A6HSSV3 http://www.megaupload.com/?d=QIII7LK1 http://www.megaupload.com/?d=1KE2V6OU [ چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 ] [ 10:7 ] [ فرشته ]
[ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ] [ 17:20 ] [ فرشته ]
خانه ام آتش گرفته ست،آتشی جانسوز. هر طرف می سوزد این آتش، پرده ها و فرشها را،تارشان با پود. من به هر سو می دوم گریان، در لهیب آتش پر دود. وز میان خنده هایم،تلخ، و خروش گریه ام،ناشاد، از درون خسته ی سوزان، می کنم فریاد،ای فریاد!ای فریاد! خانه ام آتش گرفته ست،آتشی بی رحم. همچنان می سوزد این آتش، نقشهایی را که من بستم به خون دل، بر سر و چشم در و دیوار، در شب رسوای بی ساحل. وای برمن،سوزد و سوزد غنچه هایی را که پروردم به دشواری، درٍ دهان گود گلدانها، روزهای سخت بیماری. از فراز بامهاشان،شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب، بر من آتش به جان ناظر. بر پناه این مشبک شب. من به هر سو می دوم، گریان ازین بیداد. می کنم فریاد،ای فریاد!ای فریاد! وای بر من،همچنان می سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان، و آنچه دارد منظر و ایوان. من به دستان پر از طاول این طرف را می کنم خاموش، وز لهیب آن روم ازهوش، زآن دگر سو شعله برخیزد،به گردش دود. تا سحر گاهان،که می داند،که بود من شود نابود. خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر، صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر، وای،آیا هیچ سر بر می کنند از خواب، مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد. می کنم فریاد،ای فریاد!ای فریاد! *مهدی اخوان ثالث [ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ] [ 13:3 ] [ فرشته ]
http://www.megaupload.com/?d=GP5PG4IU http://www.megaupload.com/?d=J839OQUQ http://www.megaupload.com/?d=48OGRDC9 http://www.megaupload.com/?d=90JRTSKQ http://www.megaupload.com/?d=CX3B0MGF http://www.megaupload.com/?d=CUHX39GZ رمز: www.downever.com
[ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ] [ 12:23 ] [ فرشته ]
Download The Promise aka Wu ji 2005
Empowered by the love of a slave, a royal concubine is given the chance to make an extraordinary decision
http://www.megaupload.com/?d=JQOSTPQ0 http://www.megaupload.com/?d=VB97O62S http://www.megaupload.com/?d=74J6P2HZ http://www.megaupload.com/?d=P1VDX5VR http://www.megaupload.com/?d=POPSQ2K0 http://www.megaupload.com/?d=VA3ZDXW0 http://www.megaupload.com/?d=HM2HG08W http://www.megaupload.com/?d=OQ5G918M http://www.megaupload.com/?d=6IO97AB6 [ دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 ] [ 9:56 ] [ فرشته ]
خاموشم،اما هستم!
[ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ] [ 9:45 ] [ فرشته ]
پنج شنبه عصر هم با فائزه رفتم نمایشگاه! بر خلاف روز قبل خیلی شلوغ بود! شرق بهشت،بینوایان،سینوهه و مجموعه کتابهای شعر اخوان ثالث (هفت جلد)کتابهایی بودن که خریدیم.
[ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 8:59 ] [ فرشته ]
امروز رفتم نمایشگاه کتاب. ساعت یازده و نیم اونجا بودم.اولین ساعات شروع نمایشگاه امسال بود و نسبتا خلوت!سه ساعتی گشتم. برادران کارامازوف،ایلیاد و ادیسه هومر،پیر مرد و دریا،بوستان سعدی،تاریخ بیهقی و متون مقدس بنیادین هم خریدهام بودن.ساعت چهار و نیم خونه بودم. خیلی خسته شدم. هم کتابهام حجمشون زیاد وسنگین بودند و هم خیلی راه رفتم.احتمالا باید یک یا دو بار دیگه برم تا همه کتابهایی رو که مد نظرم هست بتونم بخرم.فعلا برای روز اول بد نبود!
[ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 22:6 ] [ فرشته ]
امروز سالگرد عمه نصرته.. و البته سالروز فرخنده ی پایان طرح منم هست! [ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 12:26 ] [ فرشته ]
سه روز دیگه تا نمایشگاه کتاب..
[ یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 ] [ 12:32 ] [ فرشته ]
از میان تمام معلم هایی که داشتم روز معلم برای من یاد اور خاطره دو نفره.. اول پدرم که نمونه یک معلم متعهد و دلسوز بود.. و بعد خانم عظیمی که سالها پیش در مدرسه منیره رضایی تفرش معلم پنجم دبستانم بود.. [ شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ] [ 11:28 ] [ فرشته ]
مامان: دیگه خاطره نمی نویسم.. [ پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 ] [ 7:45 ] [ فرشته ]
این فائزه و زهرا باقر دیگه شورشو درآوردن! یاد خودمو و میترا می افتم..
[ چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ] [ 8:13 ] [ فرشته ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||