|
باغ همواره | ||
|
پيرمرد تنها در سالهاي پاياني عمر از كنج اتاقش با ديوارهاي كاهگلي و انبوه كتاب و سكوت از كوچه پسكوچههاي محلهي قديمي خرمشاه يزد هر از گاهي به تهران و نزد فرزندخواندهاش به كرج ميآمد و دوباره هواي شهر خود را ميكرد. بعد از 50 سال زندگي در تهران، به يزد كه برگشت، فكر ميكرد در محيط ساكت و آرام، كارهاي نيمهتمامش را تمام ميكند و فكرهايش را براي بچهها روي كاغذ ميآورد؛ اما زماني اصلاً دلش نميخواست كار كند. بزرگترين لذت زندگي آذريزدي، كتاب خواندن بود و ميگفت، هراسم از اين است كه عمرم به پايان برسد و حسرت كتابهاي نخوانده را با خود به همراه داشته باشم. در واقع، تنها لذت زندگياش، كتاب خواندن بود و عنوان ميكرد: سرم را كه توي كتاب ميكنم، مثل يك آدم مست، دنيا روي سرم خراب ميشود. اين تنها لذتي است كه ميشناسم. كودك ساليان دور هيچگاه مدرسه نرفت و در 54سالگي وقتي براي اولينبار يك كلاس درس ديد، نتوانست جلو گريهاش را بگيرد. مهدي آذريزدي الفبا را از پدر ياد ميگيرد كه موافق رفتن او به مدرسه نبود، پاي منبرهاي مذهبي بزرگ ميشود و خسته از قصههاي تكراري، وقتي بعد از بافندگي، در كتابفروشي مشغول به كار ميشود، ميبيند كه دنيا از خرمشاه هم بزرگتر است و چند سال بعد، زمان تصحيح «كليله و دمنه»، متوجه جاي خالي اين «قصههاي خوب» ميشود. كار بازنويسياش با استقبال مواجه ميشود. دكتر پرويز ناتل خانلري به مدير انتشارات اميركبير ميگويد: «كار خوبي است، بگوييد ادامه دهد»، و مهدي آذريزدي بعدها فكر ميكرد كارش خوب بوده است. ميگفت، اخلاص داشته؛ نه شهرت ميخواسته و نه پول؛ فقط نوشتن براي بچههايي كه كتاب نداشتند، برايش مهم بوده است و بركت كار را به خاطر اخلاصش ميدانست. شعر «قند و عسل» او هم آن سالها جاي خود را باز ميكند و محمدعلي جمالزاده در سال 46، نامهي بلندي را در تأييد اين مجموعه از ژنو مينويسد. ميگفت، بچههايي كه كتابهايش را ميخرند، خرج او را ميدهند و اگر اين بچهها نباشند... خدا زيادشان كند (بچهها را)، هرچند حالا بچههاي فوتباليست را زياد ميكند، كاش كتابخوانها را زياد كند. راوي «قصههاي خوب براي بچههاي خوب» به اين موضوع اشاره ميكرد كه دوستان غايب زيادي در سراسر ايران دارد كه گاهي يك تلفنشان قند توي دلش آب ميكند؛ اما ميگفت: الآن زندگي من نبايد اينطور باشد كه پول دوا و درمان نداشته باشم. در اين سن و سال و با اين وضع بايد پرستار داشته باشم. ميگفت، از زندگي طلبكار است و به هيچكس بدهي ندارد. «همش خدمت كردم، هميشه صرفهجويي كردم و سوختم. هرگز جز مهماني و اينجا (خانهي پسرخواندهاش)، غذاي خوب نخوردم. لباس خوب نپوشيدم. بعضيها بهخاطر صرفهجويي ميگويند خسيسام؛ اما وقتي درآمد ندارم، صرفهجويي ميكنم. ولي بدنام نشدم، بدي نكردم و الهي شكر!» او همچنين عنوان ميكرد: به همه گفتهام كتاب بخوانيد؛ اما حالا فكر ميكنم كتاب خواندن براي من لااقل چيزي جز سرگرداني نداشته است. اگر به جاي نويسنده شدن، سبزيفروش ميشدم، الآن آرامش و آسايش داشتم! اين نويسندهي پيشكسوت كودكان و نوجوان كتابهايش را به كتابخانه اهدا كرده بود؛ اما علاقهاش به كتاب به گونهاي بود كه 500هزار تومان بن كتاب ميگيرد و 506هزار تومان كتاب ميخرد؛ كتابهايي را كه لازم داشته؛ مثل فرهنگ لغت. نام آذريزدي هميشه همراه است با «قصههاي خوب براي بچههاي خوب»... ميخواسته براي بچههايي كه مثل خودش كتاب نداشتند، كاري بكند، كه اين قصهها را مينويسد. اولين جلد مجموعه را سال 1335 منتشر ميكند كه با گذشت سالها همچنان مورد توجه است. مهدي آذريزدي كه هرگز ازدواج نكرد، خاطرهاي را بازگو ميكرد از سخنراني در يك دبيرستان دخترانه. آنجا به پرسشي دربارهي ازدواج نكردنش دو پاسخ داده؛ يكي شوخي و ديگري جدي. شوخي اينكه: من با زن ديوانه نميتوانم زندگي كنم؛ چرا كه زن اگر عاقل باشد، زن من نميشود! و جواب جدي اينكه: پيش نيامده؛ با استناد به اين گفتهي آناتول فرانس كه پيشامدهاي حسابنشدهي زندگي، خدايان روي زميناند. آذريزدي تكيهگاه سالهاي پاياني زندگياش را از سالهاي 1327، 1328 داشت. زماني در يك عكاسي كار ميكرده و يك پسربچهي هفت، هشتسالهي بيسواد براي كار آنجا ميرود. وقتي بهخاطر سواد نداشتن، نااميد از گرفتن كار روي پلهها گريه ميكرده، آذريزدي با پيشنهاد همكارش، او را پسر خود ميداند. «بهش گفتم پسر من و حالا بچههايش به من ميگويند پدربزرگ». مهدي آذريزدي آخرينبار به كرج آمده بود تا نوشتن را سر بگيرد و دو كارش را كامل كند و به چاپ بسپرد كه راهي بيمارستان شد و اجل مهلت نداد... [ جمعه نوزدهم تیر 1388 ] [ 0:16 ] [ فرشته ]
پيرمرد تنهاي قصههاي خوب، بچههاي خوب را تنها گذاشت و به خاطرهها پيوست.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مهدي آذريزدي كه نويسندهي هميشه همراه مردم اين سرزمين از سالهاي كودكيشان بود، امروز (پنجشنبه، 18 تيرماه) در بستر بيماري در بيمارستان آتيهي تهران با زندگي وداع كرد و براي هميشه قلم را زمين گذاشت. پيكر پير قصهگوي ايران قرار است ساعت 9 صبح روز شنبه (20 تيرماه) از مقابل خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) تشييع شود و در قطعهي هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گيرد. آذريزدي متولد محلهي خرمشاه يزد در سال 1301 بود. چند جلد «قصههاي خوب براي بچههاي خوب» نوشته و «قصههاي تازه از كتابهاي كهن» را. از «قند و عسل» شعر گفته و از «گربهي ناقلا» و «گربهي تنبل»، داستان. براي «بچهي خوب»، «مثنوي» سروده و «مجموعهي قصههاي ساده» را نوشته و البته براي بزرگترها هم «مثنوي» مولوي را تصحيح كرده است، كه ميگفت، برايش ادعاي زيادي هم دارد. آذريزدي كه او را پرتيراژترين نويسندهي تاريخ ادبيات كودك و نوجوان ايران ميدانند، در مجموع، بيش از 20 عنوان كتاب براي بچهها نوشته است. [ جمعه نوزدهم تیر 1388 ] [ 0:8 ] [ فرشته ]
![]() غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت پیاه آمده بودم،پیاده خواهم رفت.* *محمد کاظم کاظمی [ پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ] [ 11:20 ] [ فرشته ]
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو میروی به سلامت،سلام ما برسانی.. [ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 ] [ 9:20 ] [ فرشته ]
به بهانه صد و نهمین سالگرد تولد انتوان دو سنت اگزوپری
آنتوان دو سنت اگزوپري فرزند سوم ژان دو سنتاگزوپري بود و در 29 ژوئن سال 1900 در شهر ليون به دنيا آمد. پدر و مادر او اهل ليون نبودند و در آن شهر نيز سكونت نداشتند، بنابراين تولّد آنتوان در ليون كاملاً اتّفاقي بود. چهارده سال بيشتر نداشت كه پدرش مرد و مادرش به تنهايي نگهداري و تربيت او را به عهده گرفت. دوران كودكي او با يك برادر و دو خواهر در سنموريس و مول كه املاك مادربزرگش در آنجا بود سپري شد و او دوره دبستان را در مان به پايان رسانيد. در آغاز دوره دبيرستان نزد يكي از استادان موسيقي به آموختن ويلن پرداخت. در 1914 براي ادامه تحصيل به سوئيس رفت. آنتوان در دوران تحصيل در دبستان و دانشكده، گاهي ذوق و قريحه شاعري و نويسندگي خود را با نگاشتن و سرودن ميآزمود و اغلب نيز مورد تشويق و تقدير دبيران و استادانش قرار ميگرفت. در سال 1917 تنها برادرش فرانسوا به بيماري روماتيسم قلبي درگذشت و بار مسئوليّت خانواده يكباره به گردن او افتاد. ادامه مطلب [ سه شنبه نهم تیر 1388 ] [ 10:10 ] [ فرشته ]
رئيس شوراي اسلامي تفرش: سند چشمانداز تفرش تهيه و تدوين ميشود.
خبرگزاري فارس: رئيس شوراي اسلامي شهرستان تفرش از تهيه سند چشمانداز پنجساله اين شهرستان در سالجاري خبر داد. عبدالله زينعلي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك افزود: طي مكاتبات به عمل آمده با اساتيد دانشگاههاي تفرش، آزاد و پيامنور اين شهرستان اين سند به زودي در بخشهاي عمراني، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي تهيه و تدوين ميشود. رئيس شوراي اسلامي شهرستان تفرش در بخش ديگري از سخنان خود از جداسازي آب فضاي سبز اين شهرستان از آب شرب خبر داد و بيان داشت: به منظور اصلاح الگوي مصرف و با هدف صرفهجويي در مصرف آب، آبياري فضاي سبز اين شهرستان از آب شرب جدا و به روش قطرهاي انجام ميشود. زينعلي گفت: ميزان فضاي سبز تفرش 14 هكتار است كه پيش از اين آبياري آن از طريق آب شرب انجام ميگرفت. وي در بخش ديگري از سخنان خود از پيشنهاد طرح باغ شهر تفرش به استانداري خبر داد و افزود: در صورت موافقت كميته فني استانداري با اين طرح در زمينهاي مزروعي بدون تغيير كاربري واحدهاي مسكوني احداث ميشود كه با اين اقدام از بياباني شدن زمينهاي مزروعي و از بين رفتن درختان جلوگيري ميشود. [ دوشنبه هشتم تیر 1388 ] [ 13:56 ] [ فرشته ]
لطفا" بلافاصله بعد از وارد شدن به داخل خودرو سیستم تهویه هوا را روشن نکنید. پس از وارد شدن به داخل خودرو، پنجره های خودرو را پایین کشیده و صبر کنید تا هوای داخل خودرو عوض شود، بعد ازچند دقیقه می توانید سیستم تهویه مطبوع خودرو را روشن نمایید. بر اساس تحقیقات صورت گرفته ، داشبورد ، صندلی وسیستم تهویه هوای خودرو از خود گازبنزن ساطع میکنند که یک گازبسیار سمی و سرطان زاست( حتما" بارها بویی شبیه پلاستیک گرم شده را در خودرویتان احساس کرده اید) . علاوه بر سرطان زایی ، گاز بنزن به استخوان ها آسیب رسانده ( مسمومیت استخوان ها) ونیز باعث ابتلا به انومیا (نوعی از سرطان خون مربوط به گلوبولهای قرمز خون) و کاهش سطح گلوبولهای سفید بدن می گردد. همچنین تماس طولانی مدت با این گاز سمی باعث ابتلا به لوکمیا (نوع دیگری از سرطان خون مربوط به گلوبولهای سفید خون) ودر مواردی همزمان با افزایش ریسک ابتلا به سرطان باعث سقط جنین در خانمها نیز می گردد. جالب است بدانید: میزان سطح قابل قبول بنزن در هوای آزاد حدود 50 میلی گرم در هر فوت مربع می باشد،در حالیکه میزان بنزن موجود در داخل یک خودروی پارک شده با پنجره های بسته بین 200تا 400 میلی گرم می باشد. حال اگر خودرودر زیر نور خورشید در دمای بالای 60 درجه فارنهایت پارک شده باشد سطح بنزن موجود در فضای داخل آن بین 2000 تا 4000 میلی گرم بالا می رود که 40 برابر بیشتر از سطح قابل قبول آن می باشد. افرادی که سوار خودرویی با پنجره های بسته می شوند بطور اجتناب ناپذیری در معرض تنفس پی در پی و بیش از اندازه این گاز مهلک و سمی قرار می گیرند. علاوه بر موارد ذکر شده بالا بنزن گازی است که کلیه ها و کبد را تحت تاثیر قرار داده و از همه خطرناکتر این که بدن انسان به سختی می تواند این ماده سمی و خطرناک را دفع نماید. [ دوشنبه یکم تیر 1388 ] [ 11:5 ] [ فرشته ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||