تبليغاتX
باغ همواره

باغ همواره
 
نويسندگان
آخرين مطالب

ای دريغا نازك آرای تنش
بوی خون می‌آيد از پيراهنش


يوسف من! پس چه شد پيراهنت؟
بر چه خاكی ريخت خون روشنت


بر زمين سرد خون گرم تو
ريخت آن گرگ و نبودش شرم تو


تا نپنداری ز يادت غافلم
گريه می‌جوشد شب و روز از دلم


داغ ماتم‌هاست بر جانم بسی
در دلم پيوسته می‌گريد كسی


ای دريغا پاره دل جفت جان
بی جوانی مانده جاويدان جوان


در بهار عمر ای سرو جوان
ريختی چون برگ‌ريز ارغوان


ارغوانم! ارغوانم! لاله‌ام!
در غم‌ات خون می‌چكد از ناله‌ام


آن شقايق رسته در دامان دشت
گوش كن تا با تو گويد سرگذشت


نغمه‌ی ناخوانده را دادم به رود
تا بخواند با جوانان اين سرود


چشمه‌ای در كوه می‌جوشد من‌ام
كز درون سنگ بيرون می‌زنم


از نگاه آب تابيدم به گل
وز رخ خود رنگ بخشيدم به گل


پر زدم از گل به خوناب شفق
ناله گشتم در گلوی مرغ حق


آذرخش از سينه‌ی من روشن است
تندر توفنده فرياد من است


هر كجا مشتی گره شد، مشت من
زخمی هر تازيانه پشت من


هركجا فرياد آزادی منم

من دراین فریاد ها دم می زنم


*ه.ا.سایه

[ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ] [ 0:56 ] [ فرشته ]



تولدت مبارک..






[ سه شنبه دهم شهریور 1388 ] [ 12:30 ] [ فرشته ]
 
شهریور..


ماه ترین ماه سال!

[ جمعه ششم شهریور 1388 ] [ 0:38 ] [ فرشته ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس