تبليغاتX
باغ همواره

باغ همواره
 
نويسندگان
آخرين مطالب

..کوچک بودم که پدرم بیمار شد . و تا پایان زندگی بیمار ماند . پدرم تلگرافچی بود . در طراحی دست داشت . خوش خط بود . تار می نواخت . او مرا به نقاشی عادت داد . الفبای تلگراف (مورس) را به من آموخت .
من قالی بافی را یاد گرفتم و چند قالیچه کوچک از روی نقشه های خودم بافتم . چه عشقی به بنایی داشتم . دیوار را خوب می چیدم . طاق ضربی را درست می زدم . آرزو داشتم معمار شوم . حیف دنبال معماری نرفتم . 
در خانه آرام نداشتم . از هر چه درخت بود بالا می رفتم . از پشت بام می پریدم پایین . من شر بودم . مادر پیش بینی می کرد که من لاغرخواهم ماند . من هم ماندم . ما بچه های یک خانه نقشه های شیطانی می کشیدیم . 
روزی موتور سیکلت عمویم را دزدیدم و مدتی سواری کردیم . دزدی میوه را خیلی زود یاد گرفتم . از دیوار باغ مردم بالا می رفتیم و انجیر و انار می دزدیدیم . چه کیفی داشت . شب ها در دشت صفی آباد به سینه می خزیدیم تا به جالیز خیار و خربزه نزدیک شویم . تاریکی و اضطراب را میان مشت های خوب می فشردیم . تمرین خوبی بود . هنوز دستم نزدیک میوه دچار اضطرابی آشنا می شود .

بزرگ که شدم ، عموی کوچک تیراندازی را به من یاد داد . اولین پرنده ای که زدم یک سبزه قبا بود . هرگز شکار خشنودم نکرد . اما شکار بود که مرا پیش از سپیده دم به صحرا می کشید . در شکار بود که ارگانیسم طبیعت را بی پرده دیدم . به پوست درخت دست کشیدم . در آب روان دست و رو شستم . در باد روان شدم . چه شوری برای تماشا داشتم

اگر یک روز طلوع و غروب آفتاب را نمی دیدم گناهکار بودم . هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد .تماشای مجهول را به من آموخت . من سالها نماز خوانده ام .
بزرگتر ها می خواندند . من هم می خواندم . در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند . 
روزی در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : «نماز را روی پشت بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید » 
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم بی آنکه خدایی داشته باشم . .*


*سهراب سپهری، از کتاب هنوز در سفرم

[ چهارشنبه سی ام تیر 1389 ] [ 11:13 ] [ فرشته ]



الا ای پیـر فرزانـه مکــن عیبـم ز میخـانه

                         که من درترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم


[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 18:33 ] [ فائزه ]
..

رهبری در جنگ بوده ام

شمشیری در دست بوده ام که از روی شصت رود میگذشت.

جادو شده و تبدیل به کف آب دریا شده بودم.

ستاره ای بوده ام

نوری بوده ام

درختی بوده ام

کلمه ای در کتابی بوده ام

کتاب تازه اغاز شده ای بوده ام.


..
[ پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 ] [ 18:17 ] [ فائزه ]


[ پنجشنبه هفدهم تیر 1389 ] [ 13:50 ] [ فرشته ]


Ooooooh Wooooooh

Give me freedom, give me fire, give me reason, take me higher
See the champions, take the field now, you define us, make us feel proud
In the streets our heads are lifting, as we lose our inhibition,
Celebration it surround us, every nations, all around us

Singing forever young, singing songs underneath that sun

Lets rejoice in the beautiful game.

And together at the end of the day.

WE ALL SAY

When I get older I will be stronger

They'll call me freedom Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

When I get older I will be stronger
They'll call me freedom
Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

Oooooooooooooh woooooooooohh hohoho

Give you freedom, give you fire, give you reason, take you higher
See the champions, take the field now, you define us, make us feel proud
In the streets our heads are lifting, as we lose our inhibition,
Celebration, it surround us, every nations, all around us

Singing forever young, singing songs underneath that sun

Lets rejoice in the beautiful game.

And together at the end of the day.

WE ALL SAY

When I get older, I will be stronger
They'll call me freedom
Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

When I get older I will be stronger
They'll call me freedom
Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

Wooooooooo Ohohohoooooooo! OOOoooooh Wooooooooo

WE ALL SAY!

When I get older I will be stronger
They'll call me freedom
Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

When I get older I will be stronger
They'll call me freedom
Just like a wavin' flag

And then it goes back
And then it goes back
And then it goes back
And then it goes

Wooo hooooo hohohohoooooo

And everybody will be singing it

Wooooooooo ohohohooooo

And we are all singing it



Download



[ چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 ] [ 15:6 ] [ فرشته ]

 


و رفت تا لب هيچ




و پشت حوصله نورها دراز كشيد




و هيچ فكر نكرد




كه ما ميان پريشاني تلفظ درها




چقدر تنها مانديم.*



*سهراب سپهری

[ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 ] [ 10:41 ] [ فرشته ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب

فروش بک لینکطراحی سایتعکس